تعاریف و مفاهیم خلاقیت در طول زمان تغییر کرده است با این وجود از سال ۱۹۶۲ تعریف جدیدی مطرح شد که در آن خلاقیت را به عنوان روشی برای مسئله گشایی مطرح میکرد. یعنی با حس کردن مسایل یا کاستیهای موجود در دادهها و اندیشهها فرضیه سازی کرد و با آزمودن روشهای مختلف به نتیجه مناسب دست یافت.
این اتفاق زمانی روی میدهد که انسان بر ذهن خودآگاه و ناخودآگاه خود مسلط باشد. داشتن قدرت شناخت کافی، توانایی فردی و مساعد بودن محیط اجتماعی از مواردی است که باعث میشود افراد در مسئله گشایی موفق شوند و خلاقیت خود را شکوفا سازند.
* خانوادههای خلاق موفقترند
اگر در خانوادهای با افراد خلاق فرزندی متولد شود او نیز تواناییهای ذهنی نسلهای پیشین خود را کسب خواهد کرد هر چند ممکن است مثل آنها رفتار نکند یا به اندازه آنها جستوجوگر نباشد. یافتههای جدید علمی این مسئله را ثابت کرده است؛ محققان تاکید دارند اگر افراد قوه خلاقیت خود را بالا ببرند میتوانند این خصلت را به نسلهای بعد انتقال دهند.
* همیشه پای حقیقت در میان است
انسانی که برای اولین بار از ترکیب چند ماده خوراکی توانست غذایی خوشمزه تهیه کند، بدون شک خلاقیت بالایی داشته است. افراد خلاق با سختی و پشتکار فراوان ایده ذهن خود را پرورش میدهند و آن را با کشف راهحلهای نو و سودمند شکوفا میکنند. گوته، شاعر آلمانی میگوید: «در مورد همه نوآوریها و خلاقیتها، همیشه یک حقیقت ساده وجود دارد؛ از همان لحظه که شخص تصمیم به انجام کاری نو میگیرد، امدادهای غیبی به کمک او میآیند.»
* خلاقیتهای کودکان را تقویت کنید
اگر میخواهید فرزند شما در آینده فرد خلاقی باشد او را از کودکی ترتیب کنید و به سمت مهارتهای جدید سوق دهید. بهتر است به او بگویید صرفاً از بکار بردن کلماتی مانند بله، خیر و هرگز دوری کند.
والدین باید حس کنجکاوی فرزند خود را تقویت کنند؛ از فرزند خود سوال بپرسند و درباره ایدههایی که دارد گفتوگو کنند. بهتر است درباره امور مربوط به کودک از او نظر خواهی شود تا عقایدش مانند بزرگسالان مورد احترام واقع شود. در آخر از فرزند خود بخواهید کارهای نیمه تمام را تکمیل کند.
© نوشته: محمدجواد نعمتی
